بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )
22
عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )
مىرود بدين جهت گمان مىكنند كه خورشيد شبها را در جزيره مىخوابد . وقتى كه صبح مىشود و آن آتش ناپديد مىگردد و خورشيد طلوع كرده در آسمان اوج مىگيرد همه مىگويند : آن است ، آن است ! و همچنين هنگام غروب خورشيد و ظاهر شدن شعلههاى آتش باز مىگويند : آن است ، آن است ! و به عبادت و نماز به جانب آتش مشغول مىشوند . بايد دانست كه به خواست خداى متعال زنان كشور ما در شكم اول يك پسر مىزايند و در شكم دوم دو دختر و به همين قسم تا آخر عمر ، بدين سبب است كه در اين كشور عدهء مردان كم و عدهء زنان زياد است و همين كه تعداد زنها رو به فزونى مىگذارد و مىخواهند بر مردها غلبه كنند بلا درنگ كشتىهائى ساخته و هزاران زن را در كشتىها سوار مىكنند و مىبرند به جزيره و به خداى خود خورشيد مىگويند : خدايا ! تو سزاوارترى كه اين زنان را كه خود خلق كردهاى نگاهدارى كنى زيرا ما طاقت نگاهدارى آنها را نداريم . بدين طريق زنها در جزيره مىمانند و به تدريج مىميرند . قبل از ورود شما هيچ شنيده و ديده نشده است كه كسى را در جزيره و در ميان زنان عبور افتد ، حتى از نزديك جزيره نيز كسى عبور نكرده است زيرا اين جزيره در وسط درياى عظيم قرار گرفته و زير ستارهء سهيل واقع شده است و هيچكس قادر نيست به سوى جزيره آمد و شد كند و نيز كسى را جرئت آن نيست كه جزيره را ترك كرده و از سواحل آن دور شود زيرا بيم آن است كه در اقيانوس غرق شده و طعمهء امواج دريا گردد و ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ .